سانسور گريبان همه را ميگيرد، حتي حافظ!
دوستی برایم یک بیت میخواند كه:
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان ..... طوق زرین همه بر گردن خر میبینم
بعد توضیح میدهد كه شعر از حافظ است اما گویا از دیوان ها حذف شده!
میپرسم: چرا؟
- یحتمل حس توهین برداشت شده ازش....
فكر ميكنم كه به هرحال این نحو سانسور چندان برام جالب نیست! اگه بنا باشه شعر و ادبيات اينجور سانسور شه، ممكنه يه زمان هيچ اثری از بعضی ها نمونه.
شعر رو البته توی نت یافتم، اما نه با سرچ توی دیوان های آن لاین.
شعرش حرف دارد و از شعرهای اجتماعی حافظ محسوب میشه.
این چه شوریست که در دور قمر میبینم
همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم
هر کسی روز بهی می طلبد از ایام
علت آنست که هر روز بتر میبینم
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون جگر میبینم
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق "زرین" همه بر گردن "خر" میبینم
دختران را همه در جنگ و جدل با مادر
پسران را همه بدخواه پدر میبینم
هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد
هیچ شفقت نه پدر را به پسر میبینم
پند حافظ بشنو، خواجه برو نیکی کن
که من این پند به از گنج و گهر میبینم
بعدنوشت: یکی از خوانندگان وبلاگ کامنت گذاشته که شعر برای اردلان سرفراز هست، درست و غلطش حداقل فی الحال برای من قابل پیگیری نیست، ولی میگذارم تا بلکه روزی متوجه شوم.
می خانهای كه پی افكندهای